2247

پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ 22:6

در حال حاضر تصمیم گرفتم همه چیز رو بفرستم زیر فرش ، که فقط بتونم ادامه بدم

دیشب داشتیم درمورد جنگ و مسائل بین الملل حرف میزدیم که یهو گفتم نگا ، من که میرم میشینم تو کمدم ، آذوقه و شکلات و بیسکوییت هم چندتایی قایم کردم ، یه باک بنزین هم بزنم دیگه تمومه ، کارم شده...شما بمونید و تحلیل هاتون ! واقعا دلم نمیخواد دیگه یک کلمه درموردش بشنوم یا بخونم ....

امروز هم رفتم ناخن کاشتم که پاستیلی و بسیار زیبا شده :)

باشگاه هم نرفتم و این روزا یکی از بزرگترین دلخوشی هام شده اینکه بیام خونه و هیچکس خونه نباشه ! تو سکوت رو تختم دراز بکشم و با گوشیم ور برم ، خوراکی بخورم ، چراغا رو خاموش کنم و همه چیز خیلی آروم و بی دغدغه و بدون سر و صدا باشه

اعترافش برام خیلی سخته ولی خب من از شیراز موندن باز هم منصرف شدم !

تصمیم گرفتم همینجا بمونم و به درس خوندن و باشگاه و گردوندن پیج پسرخاله بگذرونم...فقط باید از خونه دور باشم... حداقل ۱۲ ساعت ! شیراز رفتن الان به صلاح نیست... متأسفانه

یه سفارش دیگه گرفتم که هی دارم اهمال کاری میکنم و سمتش نمیرم...یه ریزه شروعش کردم ولی دیگه فردا از ظهر باید روش کار کنم

امروز با سارا و فاطی ‌‌‌‌ط و فاطی ج تلفنی حرف زدم :) به علی هم باید زنگ بزنم

.

.

تایم مفیدم با ف وقتاییه که میرم سالن و ناخونامو خوشکل میکنه ! و این ناراحتم میکنه چون واقعا کمه :(

.

.

چند تا چیز سفارش دادم که همه شون واسه یک هفته پیشه و تازه امروز کد رهگیری اومده برام و امروز تحویل پست دادن :/ عنا

نوشته شده توسط: mim