2326
مدرسه ...
روزای خوبی بود واقعاً :)
یونیفرم زشت و بدرنگ گشااااد
مقنعه های بلنددددد
چادر هم که اجباری بود برا رفت و آمد 🙄
راهنمایی حتی هدبند هم اجباری بود !
ولی خوش میگذشت :)
همین لباسای بی ریخت رو تمیز و مرتب میپوشیدیم
کفش و کوله ی نو
لوازم تحریر بامزه و جامدادیمون که همیشه داشت میترکیییید !
صدای قهقهه و شوخی هامون
کف زمین که دراااازکش بودیم و حرف میزدیم
کلا ۱۰ دقیقه زنگ تفریحمون بود ولی کافی بود !
هم استراحت میکردیم هم تغذیه میخوردیم هم از بقیه ی کلاسا دوستامونو میدیدیم و کلی حرف میزدیم!
درسخون بودم ولی هیچ وقت رشته مو دوس نداشتم
ولی عاشق مدرسه بودم...از اول دبستان تا سوم دبیرستان
پیش دانشگاهی ولی نه...خیلی برام پرفشار بود و به زوووور میرفتم
دبستان هم بد نبود
ولی راهنمایی و دبیرستان ، واقعا لذت بردم
با اینکه کادر آموزشی مون کثافط محض بودن ، ما اما خوش بودیم با خودمون
یادمه حتی یه روزایی که مریض بودم و مدرسه نمیرفتم ، دلم تنگ میشد!!! هی ساعتو نگاه میکردم میگفتم بچه ها الان دارن فلان کارو میکنن ،الان زنگ فلانه ، الان تو حیاطن دارن میخندن و و و
زود تموم نشد ولی الان که بهش نگاه میکنم انگار زود بوده! اون روزا آرزوم بود زودتر مدرسه تموم شه بربم دانشگاه
الان ولی هر کدوممون یه وری هستیم !
اون روزا اگه یکی میومد میگفت من از آینده اومدم ، دوستیت با فلانی تموم میشه ، فلانی مهاجرت میکنه و تو ماه ها بعد از استوریاش میفهمی ،فلانی غیب میشه و دیگه هرگز خبری ازش نخواهید داشت ، فلانی ازدواج میکنه و تو رو برا عروسیش دعوت نمیکنه یا این دست اخبار ، احتمالا همگی گروووهی بهش میخندیدیم :))) کی باورش میشد خدایی ؟؟؟
دوست صمیمی از زمان مدرسه فقط فط و فج موندن برام ! بعد یکممم سارا و بقیه هم در حد پیام و احوالپرسی و سلام علیک ، بقیه تر هم که کلا هیچ ! شگفتا !
دلم میخواد یکبار دیگه دبیرستانی باشم..یک سال دیگه فقط