1464

دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ 9:49

جای خالی مامان و بابا خیلی تو خونه حس میشه

این دفعه مدت زمان طولانی ای پیش هم بودیم

و من فهمیدم که اگه اوضاع رو به راه باشه ، اگه بحث و جدل های بیخود بینمون نباشه ، من این خونه رو با همه ی نقص هاش دوست دارم و نمیخوام ازشون دور باشم...به جز چند روز آخر ، بقیه ی روزا واقعا آروم ‌‌‌گذشتن

چی بگم

بابا هم خیلی ضعیف‌ و لاغر شده و خیلی غصه شو میخورم

متاسفانه به خاطر مشکل قلبی که براش پیش اومد ، توان قبلو نداره...نمیتونه را بره ، چیزی بلند کنه و و و

به خاطر داروهاش هم خیلی کسل و خوابالو میشه

این اوضاع خیلی داره اذیتش می‌کنه و همش میگه من دیگه توان ندارم و نمیتونم عادی زندگی کنم و مث عروسک کوکی شدم و اینا :(

خدایا..کمکش کن لطفا... هم بهش قدرت بیشتری بده و هم صبر برای گذر از این دوره...خیلی زود خودشو میبازه

نوشته شده توسط: mim