2314
پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۵
1:49
دلم گرفته
امروز نینی خیلی بدعنقی میکرد و من بی نهایت سر درد داشتم..خیلی زیاد..حس میکنم زیادی داغم و تب دارم..دیگه ناچارا مسکن خوردم
زندگیمو تباه شده میبینم... بابا تو فقط 26 سالته...قرار نیست همش اینجوری باشه :( ولی خیلی ناامیدم..خیلی زیاد..به جز مسایل مربوط به کشور ، من به خودمم بی اعتمادم... خیلی وقته که رویا نداشتم !
چه میدونم
دلم برا این پسره هم خیلی تنگ شده 💚✨
به این فکر میکنم که من بارها تو خیابون بوسیدمش :) 💕🫂 و این خیلی برام دوست داشتنیه ✨
نوشته شده توسط:
mim