2318

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ 2:19

جدی کی اولین بار به ذهنش رسید که باید آرد رو حسابی بو بده بعد با روغن فراوان تفتش بده بریزه رو رطب و رنگینک هیجان انگیز رو به وجود بیاره ؟ آخه ترکیب این سه ماده ی بی ربط چرا باید انقد خوشمزه بشه ؟ از کجا به مغزت رسید بشر ؟ آفرین واقعا احسنت !

.

.

از خوشکلی های تنها زندگی کردن میتونم به این اشاره کنم که هر موقع دلت خواست بیدار میشی و هر‌ چند ساعت که دوست داشتی میتونی توی تختت بمونی ! بدون اینکه نگران باشی وای دیر شد برم از اتاقم بیرون ، برم سلام کنم ، برم تو آشپزی کمک کنم

میتونی ساعت ۶ عصر ، آسه آسه بری برا خودت ناهار آماده کنی و ظرفها و سفره رو همون‌جوری رها کنی تا بعد برسی به خدمتشون

میتونی بگی فردا قراره خورشت بادمجون درست کنم و پاشی نیمرو بخوری با پنیر ، و لازم نیست بابت این تغییر برنامه به کسی جواب بدی

میتونی نصف شب پاشی بری حمام

میتونی از حمام بیای و همه ی چراغا رو روشن کنی و لخت تو خونه واسه خودت بچرخی !

میتونی با صدای بلند پادکست گوش بدی و اینسکیور نشی ! حتی میتونی هر جایی از خونه تلفنی حرف بزنی و معذب نباشی

هر موقع لازم شد کولر رو روشن یا خاموش کنی بدون اینکه فکر کنی الان بقیه سردشون میشه یا گرمشون میشه

خلاصه که خیلی چیز خوبیه 😁 قسمت همه تون :))

.

.

خیلی استرس داشتم و دوباره داشتم قفل می‌شدم...خوندنم رو هی به تعویق مینداختم و هی با خوابیدن ازش فرار میکردم...تا بالاخره خودمو مجبور کردم که پاشو ! حدودا سه ساعت خوندم و خیلی بود...همه ی اون ابرهای سنگین و ترسناک از بالای سرم آروم آروم محو شدن... حتی تونستم یه برنامه ریزی کوچولو هم داشته باشم که یکم فکرام منظم تر بشن

.

.

هم‌چنان ۲۵ روزه که از پریودم گذشته... هفته ی جدید حتما میرم دکتر..مدتها بود که تنظیم شده بود اما این دو ماه اخیر باز همه چی به هم ریخته

نوشته شده توسط: mim