1453
میدونی
همه ی آدما حق دارن یه روزایی حالشون خوب نباشه
خسته باشن
بی حوصله باشن
بخوان فقط پیش یکی غر بزنن یا هر چی
ولی تو هیچوقت یاد نگرفتی این روزا ، حق نداری بقیه رو برنجونی مامان !
حق نداری کاملا نشون بدی که چقدر از بچه ها و شوهرت متنفری
حق نداری با رفتارت حال بقیه رو بد کنی
حالم به هم میخوره از اینکه سر سفره ، باید هودی بپوشم ، کلاهشو تا جایی که میتونم بکشم پایین ، که وقتی رو به رومی ، چهره ی عبوس و میمیک صورت غرغروت رو نخوام ببینم
از اینکه نمیتونم باهات حرف بزنم یا یه کلمه جوابتو بدم ، به جاش تو سرم مدام باهات جنگ دارم
از اینکه حتی از دعواهای خیالیمونم عذاب وجدان میگیرم
از اینکه یه بابای افسرده و منفی نگر داریم که هیچ جوره کوتاه بیا نیست
از اینکه یه مامان نارسیست داریم و اونم هیچ جوره کوتاه بیا نیست
از اینکه انقدر مداخله گر و کنترل گرید...از اینکه هر رووووز اسم فاطی و اسماعیل میاد وسط و دهنمونو سرویس کردید
از اینکه چرا من تو ۵ سالگیم باید فک میکردم مقصر همه ی دعواهای مامان بابامم ؟ از اینکه از همون ۵ سالگیم ، گاهی صبح از خواب بیدار میشدم و میدیدم بی دلیل ، امروز مامانم ازم عصبانیه..دوسم نداره ، حوصله مو نداره...مثل امروز ! ولی خب برای یه بچه ، خیلی زیاد بود....
از اینکه همیشه گند میزنید به همه ی مناسبت ها ...یلدا ، نوروز ، تولد و و و
حالم بده از همه ی اشتباهاتی که دارید... مخصوصاً تو مامان
هیچکس خوب یا بد مطلق نیست... اما این اواخر ، جوری شدید که همون چند تا اخلاق و رفتار منفی و خیلی بدی که دارین ، سایه انداخته رو تمااااام خصوصیات خوبتون
و من ، از خودم بدم میاد که تو ذهنم ، این تصویر رو ازتون دارم !
تو زندگیتون خیلی اذیت شدید ، خیلی زجر کشیدید ، حسابی بالا پایین داشتید ، اما هیچوقت فک کردید بچه ها چرا باید جبران کنن؟!