1485
امتحان زبانو دادیم
اصلا خوب نبود :/
قاطعانه ریدم ولی استاد تو گروه پیام داد که فلانی و فلانی و فلانی ، خوب بود اوکیه :/
چه میدونم
شنبه بعد امتحان با سینا و زینب رفتیم بیرون و خوش گذشت
دیروز هم رفتم تراپی ، بعد رفتم بازار وکیل و بعدش هم با زینب و دوستاش رفتیم بیرون
برگشتم خونه و از ساعت ۹ خوابیدم تا ۱۱ امروز :/
البته نه ممتد...وسطاش چند ساعتی بیدار بودم و هی با سینا حرف میزدیم و پای گوشی بودم و اینا
امروزم کلا کسل بودم... یه حال خسته و عجیب غریب
با سینا از ظهر رفتیم بیرون تا همین دو ساعت پیش
این جلسه های تراپیمو خیلی دوس دارم
ولی خیلی اذیت میشم... همون یک ساعت کاری باهام میکنه که میتونم چند روز بابتش تو فکر باشم ، غمگین باشم و گریه کنم ...و من این درگیری ها رو واقعا دوس دارم...حس میکنم آروم آروم ، گره های مغزیم داره به سمت باز شدن حرکت میکنه ... خوشحالم که تراپیستمو عوض کردم و بالاخره داره همونجوری پیش میره که میخواستم
الانم میخوام هیچکاری نکنم...فقط فیلم ببینم
چند روز دیگه قراردادمو میبندم و تامام...سینا هم قراردادشو بست :)
این چالش جدید مهاجرت کاپلا که تو توییتر راه افتاده خیلی گوگولیه..فقط نمیدونم چرا همه رفتن تورنتو :))))
ینی میشه سال دیگه من و سینام هم عکسمونو بذاریم ؟!
فردا میرم باشگاه ثبت نام میکنم
یه برنامه ای هم باید بریزم واسه خوندن زبان ... ۳ روز استراحت کردم و دیگه باید نم نم ، کارامو درست و حسابی پیش ببرم