1486
اوه
فک کنم امسال این اولین باریه که کااااااملا بی دغدغه دارم طی میکنم :)
از شنبه که امتحان دادیم ، صرفاً تو استراحتم
هر چقد دلم خواسته خوابیدم
چند بار رفتم بیرون
بدون استرس تو اینستا چرخیدم
و وقت حروم کردم بدون ذره ای عراب وجدان :)))
تا تونستم خونه رو به هم ریختم و هییییچ ظرفی نشستم :))
امروز اما خونه رو مرتب کردم ، دوش گرفتم و تمااااام ظرفای لعنتی رو شستم
فردا و پس فردا رو به نقاشی روی سفال میگذرونم
از اول هفته هم مامان و بابا میان
تنبلی رو میخوام کنار بذارم و باشگاهو حتما باید برم
شاید تا وقتیکه مامان اینا اینجان ، نتونم فشرده درس بخونم
اما عیب نداره
تجربه ثابت کرده من با یکم فشار ، از پس خیلی چیزا بر میام
امروز با عرفان ۲ ساعت تلفنی حرف زدیم و کلی بهم امید و انگیزه داد :)
وقتی از کسی که توقع ندارم ، کلی جملات مثبت درمورد خودم میشنوم واقعا تازه میشم :)
یکم برنامه هام خرکیه :/
احتمالا تا پایان هفته به خاطر بودن در کنار مامان اینا خوندنم جدی نباشه..بعدشم که فاطی جشن داره و باید برم خونه و از این کارا
ولی میم...تو باید از هر روز و هر فرصتی که در اختیارته استفاده کنی.. باشه دخترم؟
اگه تا آخر بهمن کل درسا رو مرور کنم و کلی پادکست گوش بدم ، دو ماه بعدی هم فقط نمونه سوال کار کنم و تست و اینا..میتونم آخر فروردین خیلی عالی امتحانمو بدم...اگه خدا کمکم کنه :)
فردا میخوام ماکارونی درست کنم
تو فکرمه هفته جدید که میان ، بریم چند جا رو بگردیم و به ناهار دعوتشون کنم :)
امیدوارم همکاری کنن ، تو ذوقم نزنن و با هم بحث و جدل نداشته باشن و نرینن تو اعصابم