1486

پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ 1:13

اوه

فک کنم امسال این اولین باریه که کااااااملا بی دغدغه دارم طی میکنم :)

از شنبه که امتحان دادیم ، صرفاً تو استراحتم

هر چقد دلم خواسته خوابیدم

چند بار رفتم بیرون

بدون استرس تو اینستا چرخیدم

و وقت حروم کردم بدون ذره ای عراب وجدان :)))

تا تونستم خونه رو به هم ریختم و هییییچ ظرفی نشستم :))

امروز اما خونه رو مرتب کردم ، دوش گرفتم و تمااااام ظرفای لعنتی رو شستم

فردا و پس فردا رو به نقاشی روی سفال میگذرونم

از اول هفته هم مامان و بابا میان

تنبلی رو میخوام کنار بذارم و باشگاهو حتما باید برم

شاید تا وقتیکه مامان اینا اینجان ، نتونم فشرده درس بخونم

اما عیب نداره

تجربه ثابت کرده من با یکم فشار ، از پس خیلی چیزا بر میام

امروز با عرفان ۲ ساعت تلفنی حرف زدیم و کلی بهم امید و انگیزه داد :)

وقتی از کسی که توقع ندارم ، کلی جملات مثبت درمورد خودم میشنوم واقعا تازه میشم :)

یکم برنامه هام خرکیه :/

احتمالا تا پایان هفته به خاطر بودن در کنار مامان اینا خوندنم جدی نباشه..بعدشم که فاطی جشن داره و باید برم خونه و از این کارا

ولی میم...تو باید از هر روز و هر فرصتی که در اختیارته استفاده کنی.. باشه دخترم؟

اگه تا آخر بهمن کل درسا رو مرور کنم و کلی پادکست گوش بدم ، دو ماه بعدی هم فقط نمونه سوال کار کنم و تست و اینا..میتونم آخر فروردین خیلی عالی امتحانمو بدم...اگه خدا کمکم کنه :)

فردا میخوام ماکارونی درست کنم

تو فکرمه هفته جدید که میان ، بریم چند جا رو بگردیم و به ناهار دعوتشون کنم :)

امیدوارم همکاری کنن ، تو ذوقم نزنن و با هم بحث و جدل نداشته باشن و نرینن تو اعصابم

نوشته شده توسط: mim