1487
خدایا
بعد کلللللللی وقت که یا اصن سراغت نیومدم یا اگه اومدم داشتم بهت التماس میکردم ، الان میخوام ازت تشکر کنم :)
ببین من نمیدونم واقعا هستی یا نه
ولی اگه هستی ، مرسی :)
ممنونم ازت
که بهم کلللللی هنر دادی
که میتونم ۸ ساعت مدااااام پای کارم باشم ، کمرم درد بگیره ، انگشتام درد بگیرن اما خسته نشم ... اما ذوق کنم ، کار نهاییمو بذارم جلو خودم و فقط نگاش کنم نگاش کنم نگاش کنم و کیف کنم از هنر و سلیقه ای که بابتش خرج کردم
مرسی که بهم انرژی پایان ناپذیر واسه کارای هنری دادی
هرچند که خیلی وقت بود ناراضی بودم و غصه میخوردم و هیچ کاری نکرده بودم ، چون معیار موفقیت و به درد بخوری رو فقط درآمد در نظر میگرفتم...اما الان ، دوباره خوشحالم :) دیگه پشیمون نیستم از این که این همه وقت و هزینه صرف هنر کردم
دوباره مرسی به خاطر بابا و مامان .... که نفسشون گرما میده به زندگیم...که دارمشون ... هر وقت زنگ میزنم و جواب تلفنو نمیدن ، فکرم هزار راه میره..غمگین میشم ، دلهره میگیرم...خدا رو شکر که تو زندگیم دارمشون
به خاطر بابا...پابوستم خدای مهربون من....بابا که دور از جونش ، میگفتن حالش خیلی وخیمه و فک نکنم بشه کاری کرد ، فردا داره میاد پیشم :)
درسته حالش عالی نیست ، درسته خیلی لاغر شده ، درسته نمیتونه بیشتر از ۵ دقیقه راه بره ، درسته مریضه ، اما مرسی که بهمون دوباره بخشیدیش ...مرسی که بهمون بازم وقت دادی
به خاطر فاطی ، مرسی .... که با وجود همه ی اتفاقا و نبایدها ، نی نی هنوز تو دلشه :) همونی شد که خودش میخواست و انتظارشو میکشید....که دلشو به درد نیاوردی...که بازم طبق خواسته ی قلبی ش ، همه ی تیکه های پازل رو کنار هم گذاشتی
به خاطر خودم ، که سینا رو جلو راهم گذاشتی :)
که انتخابم ، بهترین بود
که ۷۶۵ روزه لحظه به لحظه کنارمه و شکر شکر شکر
نگاهتو ازم نگیر..حتی اگه من خیلی بیشتر از اینا بی چشم و رو شدم...بدون این معجزه ها ، زندگیم خیلی سیاه بود..مرسی که نور پاشیدی🤍