2283

یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۵ 12:46

یچیزی تو دلم داره قلقلک میده که اون وویس یارو رو گوش بدم اما خیلی سخت دارم تلاش میکنم که مقاومت کنم

هنوز که هنوزه بهش فکر میکنم و میگم با چه منطقی و به چه حقی پسرخاله ی من به خودش اجازه داد که حقوق منو نده و یک ماه کار منو نادیده بگیره...این آدما،پولدارترین های منطقه!!!!

شبا گاهی خوابشو می‌بینم که باهاش چالش دارم و داریم دعوا میکنیم ! خشم بزرگی دارم نسبت بهش

.

.

دوس دارم تنها باشم اما مامان فعلا قصد موندن داره...

.

.

اینکه هر جایی از دنیا ، آدما به واسطه ی موبایل بهت دسترسی دارن به نظرم خیلی بد و ترسناکه..وسط هر کاری باشی تو هر موقعیتی ، یه نفر میتونه بهت زنگ بزنه ، باهات ویدیو کال کنه :/

قبلاً اما اگه مکالمه ای میخواستی و تماسی قرار بود برقرار بشه ، باید می‌رفتی تو باجه.. آماده بودی برای تماس.

و همچنین به نظرم بی ادبی میاد که زنگ بزنی به کسی ، که تو موقعیت متفاوتی از زندگیشه ، سوال بپرسی و هی گیر بدی که همین الانننن جوابمو بده :/

بابا یارو شاید پشت فرمونه ، داره خرید میکنه ، سر کلاسه ، هررر چی اصن مغزش اون لحظه اونجا و پیش سوال تو نیست..هی میگی باشه پیام میدم بهت و هی گیر و اصرار که نه خب الان بگو لازم دارم 😑

واقعاً نیستم آدمای اینجوری رو :/

نوشته شده توسط: mim