2344

سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۵ 13:58

دیشب خواب پسرخاله ی لاشیمو می‌دیدم ، ولی خب تو خواب خوب اعصابشو خورد کردم 😁 بیدار که شدم راضی بودم از خودم😁

سرماخوردگیم هنوز تو وضعیت بدیه...کاملا خوب خوب بودم اما همین که رسیدم خونه حالم خراب شد

خیلی کیک پزی و شیرینی پزی و آشپزی رو دوس دارم...دلم میخواد مدل های مختلف کیک و کوکی و موچی و دسرها رو درست کنم و حتی شغلم باشه

دیشب یه کار جدید سفال رو استارت زدم

به تاریخ شروع کلاسم که نزدیک میشم یکم استرسی میشم..ینی از پسش بر میام؟

بحث های خونه به نظرم خیلی مزخرف و سطح پایین میاد..سعی میکنم توجه نکنم

ویدیوهای آشوب فرانسه و ایتالیا رو دیدم و خیلی برام ناراحت کننده بود...این سطح از خشونت و وحشی گری و غارت...دلم به حال مغازه دارا میسوخت که گریه میکردن و به تاراج رفتن اجناسشونو میدیدن...چقد بناهای تاریخی آسیب دیدن

نوشته شده توسط: mim