2279

پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵ 0:26

دیروز مامان اومد :) با کلی خوراکی اومد 😍😅

امروز ظهر هم ف‌ج رسید...عصر با سینام رفتیم کیک خریدیم برا دوس پسر ف :)) اولین دیدار یه خواست ف براش تولد گرفتیم 🤣البته من تلفنی باهاش در ارتباط بودم یه چند بار صحبت کرده بودیم ولی سینا تا حالا اصلا ندیده بودش..دیگه بعدش رفتیم پیششون و آبمیوه خوردیم و راه رفتیم 😍 بعد رفتیم سمت کافه...اونجا سفارش دادیم و کیک رو آوردن و بازی کردیم و کلی خندیدیم و عکس گرفتیم... بعدم خدافزی کردیم و سینا منو رسوند خونه و خودش رفت ، بچه ها هم بیرونن هنوز

چنننند روزه که زبان نخوندم و همش به گشت و گذار گذشته ! 😶🥸

هوا چه گررررم بود امروز !! شرجییییی

روزایی که شهر خودمون بودیم ، کرونا بود ، هوا وحشیانه گررررم بود ، سه لایه ماسک میزدم ، ست ورزشی میپوشیدم ، با زینب و سامی میرفتیم تو هوای شررررجی میدوییدیم !!!!!! ://///// چه طاقتی! الان اصلا نمیتونم گرما رو تاب بیارم

نوشته شده توسط: mim