2317
کیک هویج درست کردم و پاستا میگو
زیاد با نینی وقت گذروندم
شنبه ، در حالیکه افسردگی ، بالشش رو گذاشته بود رو سرم و داشت فشار میداد و به زور میتونستم نفس بکشم ، یهو بلند شدم و گفتم بسه...رفتم حمام و شیو کردم و اومدم بیرون کل موهامو بافت ریز زدم که کرلی بشه...بسیار داف شدم ! یه تماس جالب هم داشتم که به خاطرش بلیط خریدم و یکشنبه ظهر اومدم شیراز... تقریبا همه ی لوازمم رو هم آوردم
پسرم اومد دنبالم و کلا با هم بودیم 💚🫂✨
الان هم تماس گرفتم با مطب روانپزشک که نوبت بگیرم و گفت هر یه ربع ۱ میلیون تومان :/ گفتم تشکر اطلاع میدم...خداوندگارا 😐 زندگی سراسر آشفتگی کردی تو پاچه مون ، حالا هم که میخوام برم درمان کنم اینجوری ؟ ساعتی ۴ میلیون آخه ؟ انقد اگه پول داشتم بتونم جلسه ای ۴ تومن برای رواندرمانی هزینه کنم که افسرده نمیشدم 😒
چی بگم والا ... یه جا دیگه هم میشناختم و چند بار زنگ زدم اما جواب ندادن
بدیش اینه که مث قارچ تراپیست در اومده و کلا شاید 5 درصدشون واقعاً متخصص و درست حسابی باشن ...و نمیتونم رو حساب پیج و کامنت های دکترتو و فلان کسی رو انتخاب کنم ، باید حتما کسی باشه که یکی از آشناها رفته پیشش و تاییدش کنه..البته که میدونم تا حد زیادی به مدل ارتباطی خودت و تراپیستت بستگی داره...شاید اونی که برا یکی دیگه خیلی خوب بوده و جواب داده برا تو افتضاح باشه و برعکس.. اما بازم برای شروع ، ترجیح میدم یکی باشه که تأیید اولیه رو حداقل داشته باشه...و به نظرم برای روان پزشک شاید این قضیه خیلییی هم مهم نباشه...شاید نوع ارتباطی آدما توی روان درمانی خیلی بیشتر خودشو نشون بده..نمیدونم شایدم اشتباه میکنم چون تا حالا اصلا سمت روانپزشکی نرفتم و نمیدونم مکالمه ها و روندش به چه صورته
اگه یهو یکی باشه که کلی داروی اضافی تجویز کنه چی ؟
اگه بی حوصله و بی اعصاب باشه و اصلا وقت نذاره و تند نند فقط نسخه کنه ؟
تجربه های جالبی از تراپی های قبلیم نداشتم.. آخری خوب بود که چون به شدت بی نظم بود گذاشتمش کنار...البته که یهویی هم نبود و قبلش بهش گفتم و ناراحتیمو ابراز کردم اما باز هم این کنسلی های مکرر تکرار شد